هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

480

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

دوبارهء معاويه و يارانش بازمىگردم . گفتند : ما نيز در آنجا كه آن دو تن به حكميت برگزيده شدند بر خطا رفتيم و مرتكب كفر شديم و بدرگاه خداوند از اين كار خود ، توبه كرديم حال اگر تو نيز اقرار مىكنى كه كفر كرده‌اى و همچنانكه ما توبه كرديم توبه كنى ما نيز با تو و از تو هستيم و در غير اين صورت ، كناره مىگيريم و اگر از اين كار خوددارى كنى با تو نيز همچون با ديگران ، از در مخالفت در مىآييم . به ايشان فرمود : من پس از ايمانم به خدا و جهادم با رسول خدا و هجرتم ، به كفر خويش شهادت دهم در آن صورت از گمراهانم و پذير نخواهم بود ؛ هان شما به چه چيز ، جنگ خود با ما را ، روا داشتند و چرا عليه ما در آمديد ؟ آنها پاسخش ندادند و از هر سوى فرياد بر آوردند ، به بهشت درآييم و بر يارانش ، اسلحه كشيدند و مجروحشان ساختند . از آن سوى نيز ، از هر جهت ، نيزه ، بر ايشان باريدن گرفت و امير المؤمنين نيز به اتفاق يارانش بر آنان حمله‌ور گرديد و طى مدت زمان كوتاهى ، خداوند آنان را بر زمين انداخت تو گويى فرمان بميريد را به اجرا در آوردند . امير المؤمنين پيش از اين نيز به اطلاع يارانش رسانده بود كه از شما ده نفر كشته نمىشوند و از آنان نيز ده نفر جان سالم بدر نخواهند برد و فرجام كار نيز همان بود كه فرموده بود و چنان كه بيشتر مورخان روايت كرده‌اند از آنها جز 9 يا 8 نفر جان سالم بدر نبردند و از خودشان نيز تنها 9 نفر ، كشته شدند . در اينجا مورخين داستان « المخدج » معروف به « ذى الثّديّة » يكى از كشته‌هاى اين نبرد را يادآور مىشوند كه پيامبر ( ص ) ، از كشته شدن خوارج و « المخدج » در ميان آنان ، امير المؤمنين را خبر كرده بود لذا پس از پايان نبرد حضرت ، جوياى او شد و در طلبش آن قدر پا فشارى كرده تا بالاخره او را در ميان كشته‌ها يافت . در صحاح ، روايتى متفق عليه به تعبير ابن ابى الحديد و نيز در جلد اول شرح نهج البلاغه آمده كه وقتى پيامبر خدا ( ص ) پس از پايان نبرد حنين ، شروع به تقسيم غنايم فرمود مردى از بنى تميم به نام « ذا الخويعة » در برابر حضرت برخاست و به ايشان گفت : اى محمد ، عدالت را اجرا كن . فرمود : من عادلانه تقسيم كردم . آن مرد تميمى براى بار دوم و سوم ، سخنش را تكرار كرد پيامبر ( ص ) اين گونه پاسخش فرمود : از ميان قبيلهء اين مرد ، گروهى خواهند آمد كه همچنانكه تير از كمان بيرون مىرود ، از دين ، خارج مىشوند و اين كار را به هنگامى مرتكب مىشوند كه مردم ، پراكنده شده‌اند و شما نمازتان را در برابر نماز آنان حقير مىشماريد و دائما در حال قرائت قرآنند سر دستهء آنان